كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
1066
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ان شاء اللّه تعالى ، امّا درين محلّ ، مجملى از آن مفصّل مسطور مىشود تا آينهاى باشد اهل اعتبار را كه صور وقايع روزگار در آن مشاهده نمايند و بر كثرت دفاين و خزاين و لشكر بسيار و اعوان و انصار اعتماد نفرمايند و دانند كه شايستگى منصب عالى سلطنت و شغل خطير خلافت ، بىسابقهء عنايت ربانى و معاونت تأييد آسمانى ، تصوّرى است دور از صواب و پندارى فريبندهتر از سراب مصرع نگر تا حلقهء اقبال ناممكن نجنبانى چه آنچه ميرزا خليل سلطان را در جهانبانى و ملك ستانى ميسر شد ، عجب كه از ابتداى آفرينش كسى را دست داده باشد . از روى نسب و تبار نبيرهء صلبى صاحبقران جم اقتدار و هنگام ارتحال آن حضرت به دار القرار ، اكثر امرا و نويينان نامدار و لشكرهاى فيروزى آثار با او در تاشكنت بودند . چون در آن نزديكى از اولاد و اسباط كسى به سال ازو بزرگتر نبود ، او را به پادشاهى برداشته بيعت نمودند و به اتّفاق عزيمت سمرقند نمودند و امرا كه ضبط شهر و حفظ خزاين به عهدهء ايشان بود با تمام بزرگان آنجا به قدم انقياد پيش رفتند و كليدهاى شهر و خزاين سپردند و در آنوقت مملكتى به آن معمورى و شهرى بدان غلبه در ربع مسكون نبود . از هفت اقليم عالم اكابر و اماثل و علما و افاضل و هنرمندان و پيشهوران در هر صنعت و حرفت فايق و حاذق و ديگر طبقات خلايق در آن مصر جامع مجتمع بودند و خزاين سروران دوران و دفاين گردنكشان ايران و توران ، از قلماق تا به اقصاى روم و هندوستان تا نهايت شام و خوارزم و دشت قبچاق تا پايان روس و چركس و بلغار و فرنگ ، با ساير فتوحات و غنايم هر بلاد و ديار ، به آنجا انتقال يافته بود . از نقود و جواهر و اقمشه و ظروف و نفايس فاخر و تجملات پادشاهى از اسلحه و جيبه و خيمه و خرگاه و سراپرده و سايبان و بارگاه كه محاسبان ماهر از حصر و احصاى آن عاجز و قاصر بودى و به وسيلهء تحرير و تقرير شرحپذير نشدى و مدت سى و شش سال خراج و مال ممالك عالم به آنجا آورده بودند و ضميمهء خزينههاى ربع مسكون شده و با آن كه چنان شهرى ، با آن اسباب آماده و لشكرهاى سوار و پياده ، به دست ميرزا